امروز دشمن به خاطر حوادث شمال آفریقا، به خاطر پیشرفت علمى ایران - البته آنها میگویند پیشرفت هستهاى، لیکن دروغ میگویند؛ عمدهى مشکل آنها پیشرفت علمى شماهاست - به خاطر تأثیرى که ملت ایران بر روى ملتهاى دیگر گذاشته است، به خاطر این بیدارى اسلامى که پیدا شده، ناراحت و عصبانى است. دشمن احساس شکست میکند، احساس ناکامى میکند؛ لذا ناراحت است. البته ژستى که دولتمردان و دولتزنان آمریکا میگیرند، ژست پیروز است؛ که بله، ما چنین و چنان کردیم؛ لیکن خودشان هم میدانند، دیگران هم میدانند، محافل سیاسى و محافل مطبوعاتى دنیا هم میدانند که قضیه چه خبر است؛ میفهمند که دولت آمریکا در این درگیرى، در این مبارزهى کلان، در این حوادث، شکست خورده؛ خب، ناراحتند.
من یک نکتهى دیگر را هم اضافه کنم بر آنچه که عزیزان ما در اینجا بیان کردند. گفتند: «آن کسانى که در دوران جهاد مقدس و دفاع مقدس، در جبهههاى جنوب و غرب رفتند وارد میدانها شدند و جان خود را کف دست گرفتند، به سه دسته تقسیم میشوند: بعضىها از گذشتهشان پشیمان میشوند، بعضىها بىتفاوت میمانند، بعضىها پایبند میمانند. آنهائى که پایبند میمانند، باید از غصه دق کنند». این جملهى اخیر را من قبول ندارم. آنهائى که پایبند میمانند، شاهد به ثمرنشستن این نهال و تناورشدن این درخت خواهند بود. اینجور نیست که با روى گرداندن کسانى، این حرکت عظیم، این بناى معْظم و شامخ تکان بخورد. با برگشتن یک عدهاى از این قافلهى عظیم، هرگز این قافله از راه باز نمیماند؛ «من یرتدّ منکم عن دینه فسوف یأتى الله بقوم یحبّهم و یحبّونه»؛ این را خداى متعال در قرآن فرموده است به مسلمانان صدر اسلام، به آن کسانى که در رکاب پیغمبر جهاد کردند و جنگیدند و جان خودشان را فدا کردند؛ قرآن در واقع همین حقیقت را براى آنها بیان میکند.
دلها را باید نگه داشت. بعضى از دلها میلرزند، میلغزند، نمیتوانند خودشان را بر آن لبهى مرتفع نگه دارند و حرکت را ادامه دهند؛ لذا سقوط میکنند. قرآن از اینها تعبیر کرده است به: «من یرتدّ منکم عن دینه». ارتداد، به طور مطلق همه جا به معناى برگشتن از دین نیست؛ پشت کردن به دین نیست؛ معنایش این است که از آن راهى که در گذشته میرفت، برمیگردد. بله، یک عدهاى در انقلاب ما هم بودهاند، در صدر اسلام هم بودند؛ راهى را که در کنار پیغمبر حرکت میکردند، ادامه ندادند؛ اما آیا راه متوقف ماند؟ آیا راه متوقف میمانَد؟ آیا قافله در جاى خود مىایستد؟ قافله حرکت میکند: «فسوف یأتى الله بقوم یحبّهم و یحبّونه»؛ رویشهائى به وجود خواهد آمد. یکى از این رویشها، خود شما جوانها هستید. شما که دوران جنگ را ندیدید، شما که امام را ندیدید، شما که در عرصههاى جنگ نبودید؛ اما امروز سرتاسر کشور اسلامى و انقلابى ما از روحیهى ایستادگى و ثبات و افتخار و احساس عزت، لبریز است.
یک روزى گردانهاى منطقهى شما - خراسان شمالى - در جبهه خطشکنى میکردند؛ امروز هم شماها خطشکنى میکنید. امروز هم ایستادگى شما در مقابلهى با زیادهخواهى و افزونطلبى و تجاوزطلبى قدرتهاى سلطهگر عالم، خطشکنى است. امروز ملت ایران دارد خطشکنى میکند. انقلابهائى که در منطقه، در بیدارى اسلامى پیروز شدند - که البته ما به همهى این انقلابها احترام میگذاریم و قدر آنها را میدانیم - اینها را مقایسه کنید با جمهورى اسلامى و نظام اسلامى و انقلاب اسلامى؛ ببینید این ایستادگى، این اقتدار، این اعتمادبهنفس در ملت ایران، دیگر کجا پیدا میشود؟ اینها خطشکنى است.
کشور ما، ملت ما به برکت بیدارى اسلامى که پیش از ملتهاى دیگر به این بیدارى دست یافت، در یک راه پرافتخارى، خوش عاقبتى در حال حرکت است. هر کس این را انکار کند، انکار واضحات را کرده است.
ما یک ملتى بودیم که با وجود استعداد خوب، با وجود پیشینهى تاریخىِ موجب سرافرازى، با وجود امکانات طبیعى فراوان، در دنیا جزو ملتهاى عقبافتاده و بىتأثیر در همهى تحولات جهانى، و خود متأثر از ارادهى قدرتهاى مداخلهگر بینالمللى بودیم. نیروهاى مسلح ما، دانش ما، مسائل اجتماعى ما، سیاستمداران ما، هیأت حاکمهى ما در طول سالهاى متمادى تحت تأثیر دخالتهاى دشمنان این ملت و کینهورزان به آرمانهاى این ملت، در وضع تأسفبارى قرار داشتند. البته جرقههائى در طول تاریخ، بخصوص در دورانهاى اخیر میزد، شعلههائى روشن میشد، لکن فضا آن قدر سنگین بود که این جرقهها نمیتوانست راه را براى مردم روشن کند. تا انقلاب اسلامى به وجود آمد، تا مبارزات اسلامى آغاز شد. دوران مبارزات، دوران دشوارى بود؛ امید به اینکه این مبارزات به پیروزى برسد، پیش بعضىها صفر بود، پیش بعضى اندکى بالاتر از صفر؛ امید زیادى وجود نداشت. امام بزرگوار ما با شخصیت خدادادهى نسبت به زمان ما استثنائى، توانست این راه را ادامه بدهد. با نفس گرم خود، با حکمت او، با اخلاص و دیندارى او، با خداباورى او، این راه ادامه پیدا کرد. صدها بار کسانى که تو آن راه بودند، دچار تردید میشدند، دچار تزلزل میشدند، اما وقتى نفس گرم آن مرد خدائى به آنها میرسید، دوباره همه چیز از نو شکوفا میشد. خدا به او کمک میکرد، زمینهى آمادهاى در وجود او، شخصیت او بود، و خداى متعال هم به او پاداش میداد، به او الهام میکرد، او را هدایت میکرد، دست او را میگرفت و به او کمک میکرد، تا رسید به مقطع انقلاب اسلامى، و با ناباورى همهى عالم، این انقلاب پیروز شد.
و من به شما عرض بکنم، امروز در تعدادى از کشورهاى دنیاى اسلام، بیدارى اسلامى دارد خودش را نشان میدهد و خیلى هم چیز مبارکى است و ما هم از اول از آن استقبال کردیم؛ اما فرقها زیاد است. در انقلاب ما، در حرکت عمومى ملت ما، در سرتاسر این کشور بزرگ شاید روستائى نبود، شهر کوچکى نبود که در او شعبهاى از این شعلهى مقدس چشمها را خیره نکند. همه جا، سرتاسر کشور یک شعار، یک مطالبه، یک همت بر همهى دلها و ذهنها حاکم بود. مردم به معناى واقعى کلمه این بار سنگین را با جسمهاى خودشان، با روحهاى خودشان، با دلهاى خودشان بلند کردند. توى خیابانها مردم با جسم خودشان در مقابلهى با طاغوت حاضر شدند؛ در دنیا هم چنین چیزى سابقه نداشت.
دشمنان اسلام و امّت اسلامى، امروز در رویارویى خود با این حرکت بزرگ و جوشان و خروشان، احساس میکنند دچار عقبماندگىاند؛ لذا به کارهاى دیوانهوار دست میزنند. حادثهى اخیرِ اهانت به چهرهى منوّر خاتم پیامبران (صلّى الله علیه و اله و سلّم) از جملهى عبرتهاى تاریخ ما است و عبرت باقى خواهد ماند. سردمداران نظامهاى استکبارى در حالى که این حرکت را محکوم نمیکنند و وظیفهى خود را در قبال این جرم بزرگ انجام نمیدهند، سعى میکنند خود را از این جریمهى سنگین برکنار بدارند؛ ادّعا میکنند که ما دخیل در این جنایت نیستیم. ما اصرار نداریم اثبات جرم براى کسانى یا مسئولانى و دستاندرکارانى بکنیم، امّا رفتار و شیوهى سردمداران استکبار، سیاستمداران امریکا و برخى کشورهاى اروپایى، موجب شده است که انگشت اتّهام از سوى ملّتها به سمت آنها دراز بشود. باید خودشان را تبرئه کنند. باید ثابت کنند که در این جرم بزرگ شرکت ندارند. اثبات هم با این نمیشود که به زبان چیزى بگویند، باید عملاً این را اثبات کنند، باید جلوى این تجاوزها را بگیرند؛ البتّه نخواهند گرفت. دلیل آن هم روشن است؛ انگیزه وجود دارد در دستگاههاى استکبار براى اهانت به اسلام و مقدّسات اسلام. آنچه آنها را وادار میکند دست به این عمل جنونآمیز و این گونه اعمال بزنند، حرکت عظیم بیدارى اسلامى است. آن وقت آنها بهانه مىآورند که ما بهخاطر احترام به آزادى نمیتوانیم جلوى این گناهان بزرگ را - که از افراد صادر میشود - بگیریم! چه کسى باور میکند در دنیا؟ چه کسى باور میکند در کشورهایى که خطوط قرمزِ مشخّصى در آنها وجود دارد براى اینکه اصول استکبارى آنها بر هم نخورد - که با شدّت و حدّت تمام، این خطوط قرمز را مراعات میکنند و با زور و خشونت، جلوى تجاوز به آنها را میگیرند - در زمینهى اهانت به مقدّسات اسلام، ملتزم به آزادى بیان هستند؟
قال الله العزیز الحکیم: یُریدونَ لِیُطفِئوا نورَ اللهِ بِأفواهِهِم و اللهُ مُتِمُّ نورِه وَ لو کَرِهَ الکافِرون
ملت عزیز ایران؛ امت بزرگ اسلام
دست پلید دشمنان اسلام بار دیگر با اهانت به پیامبر اعظم صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم کینهی عمیق خود را آشکار ساخت و با اقدامی جنونآمیز و نفرتانگیز، خشم مجموعههای خبیث صهیونیستی را از تلألؤ روزافزون اسلام و قرآن در جهان کنونی نشان داد. در روسیاهی عاملان این جنایت و گناه بزرگ، همین بس که مقدسترین و نورانیترین چهره میان مقدسات عالم را آماج یاوههای مشمئزکنندهی خویش ساختهاند.
پشت صحنهی این حرکت شرارتبار، سیاستهای خصمانهی صهیونیسم و امریکا و دیگر سران استکبار جهانی است که به خیال باطل خود میخواهند مقدسات اسلامی را در چشم نسلهای جوان در دنیای اسلام از جایگاه رفیع خود فروافکنده و احساسات دینی آنان را خاموش کنند. اگر از حلقههای قبلی این زنجیرهی پلید، یعنی سلمان رشدی و کاریکاتوریست دانمارکی و کشیشهای امریکایی آتشزنندهی قرآن حمایت نمیکردند و دهها فیلم ضد اسلام را در بنگاههای وابسته به سرمایهداران صهیونیست سفارش نمیدادند، امروز کار به این گناه عظیم و غیر قابل بخشش نمیرسید.
متهم اول در این جنایت، صهیونیسم و دولت امریکا است. سیاستمداران امریکا اگر در ادعای دخالت نداشتن خود صادقند، باید عاملان این جنایت شنیع و پشتیبانان مالی آن را که دل ملتهای مسلمان را به درد آوردهاند، به مجازات متناسب با این جرم بزرگ برسانند.
برادران و خواهران مسلمان در سراسر جهان نیز بدانند که این حرکات مذبوحانهی دشمنان در برابر بیداری اسلامی، نشانهی عظمت و اهمیت این خیزش و مبشّر رشد روزافزون آن است. و الله غالبٌ علی أمرِهِ.

سلام سایت خوبی است باید تلاش کنید که پر محتوا تر و جامع تر شود
یا مهدی عج